السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
139
تفسير الميزان ( فارسي )
و در مورد قضا فرموده : « وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّه وَرَسُولُه أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ، وَمَنْ يَعْصِ اللَّه وَرَسُولَه ، فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً » « 1 » . و نيز فرموده : « وَرَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَيَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » « 2 » و ما مىدانيم كه مراد از اختيار در اين آيه قضا و تشريع و يا حد اقل اعم از آن و از غير آن است ، و شامل آن نيز مىشود . و قرآن كريم تصريح كرده به اينكه كتابى است نسخ ناشدنى ، و احكامش به همان حال كه هست تا قيامت خواهد ماند ، و فرموده : « وَإِنَّه لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه ، تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » « 3 » . و اين آيه مطلق است ، و به اطلاقش شامل بطلان به وسيله نسخ نيز مىشود ، پس به حكم اين آيه آنچه كه خدا و رسولش تشريع كردهاند ، و هر قضايى كه راندهاند ، پيرويش بر فرد فرد امت واجب است ، خواه اولى الامر باشد يا نه . از اينجا روشن مىشود كه جمله : « أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » حق اطاعتى كه براى أولى الامر قرار مىدهد ، اطاعت در غير احكام است ، پس به حكم هر دو آيه ، أولى الامر و ساير افراد امت در اينكه نمىتوانند احكام خدا را زير و رو كنند يكسانند . بلكه حفظ احكام خدا و رسول بر أولى الامر واجبتر است ، و اصولا أولى الامر كسانى هستند كه احكام خدا به دستشان امانت سپرده شده ، باشد در حفظ آن بكوشند پس حق اطاعتى كه براى أولى الامر قرار داده اطاعت اوامر و نواهى و دستوراتى است كه أولى الامر به منظور صلاح و اصلاح امت مىدهند البته با حفظ و رعايت حكمى كه خدا در خصوص آن واقعه و آن دستور دارد . مانند تصميمهايى كه افراد عادى براى خود مىگيرند ، مثلا با اينكه خوردن و نخوردن فلان غذا برايش حلال است ، تصميم مىگيرد بخورد ، و يا نخورد ( حاكم نيز گاهى صلاح مىداند كه مردم هفته اى دو بار گوشت بخورند ) ، و يا با اينكه خريد و فروش براى افراد جايز
--> ( 1 ) هيچ مرد مؤمن و زن مؤمنه را نمىرسد بعد از آنكه خدا و رسولش در مساله اى قضايى رانده باشند باز هم خود را صاحب اختيار بداند و هر كس خدا و رسول او را نافرمانى كند به ضلالتى روشن گمراه گشته است . « سوره احزاب آيه 36 » ( 2 ) و پروردگارت هر چه بخواهد خلق مىكند ، و هر چه بخواهد اختيار مىنمايد ، اما ايشان را نمىرسد كه خود را صاحب اختيار بدانند . « سوره قصص آيه 68 » ( 3 ) و اينكه قرآن كتابى است شكست ناپذير ، باطل و بطلان در او راه ندارد ، نه در عصر نزولش ، و نه بعد از آن ، نازل شده اى است از ناحيه خداى حكيم ستوده . « سوره فصلت آيه 42 »